سديد الدين محمد عوفى
345
متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )
من « 1 » به دست امير المؤمنين واثق افتاد و درحال مثال داد تا مرا « 2 » مخلّص گردانند « 3 » و گفت : روا ندارم كه كسى انتظار فرج به صبر كند و اميد خلاص از خداى عز و جل دارد « 4 » و در حبس من « 5 » بماند . [ محبوسى به خواب ديد ، يكى او را بشارت به صبر مىدهد پس دل بر صبر نهاد و همان سبب رهائى او شد ] حكايت ( 4 ) موسى بن عبد الرحمان حكايت كرد وقتى در حبس بودم و بلا و رنج « 6 » بر « 7 » من متواتر شد و شبى در خواب ديدم كه يكى « 8 » اين ابيات مىخواند « 9 » شعر لا زلت تعلوا بك الجدود * نعم و حفّت بك السعود أبشر فقد نلت ما تريد * اباد اعداءك المبيد اردت ايضا لقد ارادوا * و اللّه يأتى بما يريد فاصبر فصبر الفتى جميل * و اشكر ففى شكرك المزيد « 10 » بيت هميشه بخت ترا « 11 » سرفراز و عالى باد * سعود چرخ ترا باد بريسار و يمين ترا بشارت بادا به نيل « 12 » هر مقصود * به مرگ دشمن بادا ترا همه تمكين به صبر كوش كه صبرست زينت مردان * به شكر كوش كه شكرست با مزيد قرين
--> ( 1 ) مپ 2 + كه نوشته بودم ( 2 ) متن - مرا ( 3 ) مپ 2 : خلاص كردند ( 4 ) مپ 2 - و اميد خلاص از خداى عز و جل دارد ( 5 ) متن و مپ 2 - من ( 6 ) مج + در آن حبس ( 7 ) مپ 2 - بر ( 8 ) مپ 2 - يكى ( 9 ) مپ 2 : مىخواندم ( 10 ) نسخه مپ 2 ابيات عربى را ضبط نكرده است . ( 11 ) متن و مج : به تو ( 12 ) متن : بند ، مپ 2 : ذيل